صفحه اصلي/ نهج البلاغه / گالري عکس / بانک صوتي / موضوعات/ لينکستان / جستجو / عضويت در خبرنامه / ارتباط با ما
 

2000 شهيد و 780 زخمي نماد مظلوميت شيعيان پاكستان
پيكر آيت‌الله بهجت در آغوش خاك آرام گرفت
زندگي‌نامه آيت‌الله العظمي محمد تقی بهجت رحمة الله علیه
انا لله و انا الیه راجعون / آيت‌الله العظمي بهجت به ملكوت اعلي پيوست
موانع اطراف قبور شريف ائمه در قبرستان بقيع برچيده شد
دولت سعودی قبور مطهر ائمه بقیع را از دید زائران مخفی کرد (+عکس)
 

 
     

« مطالب قديمي تر »

 

 بستن دست ها در نماز ، سنت یا بدعت ؟! / آیت الله العظمی سبحانی (مد ظله العالی)
 افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد (وهابی ای که به مذهب تشیع گرویده است)
 هجمه برج‌های اشرافی سعودی به يادگارهای پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم
 وهابی ها در ایران چه می کنند ؟؟!!!
 پرسشی در رابطه با یک امتیازدهی بی سبب ؛ چرا مقبره ابولولو بسته شد ؟؟

 

 


 
   



امام حسن عسكري و تصوف
   
   

از جمله جريان‏هاى فاسدى كه امام عسكرى عليه ‏السلام به شدّت از آن بيزارى جسته و مردم را از گرويدن به آن بر حذر مى ‏داشت، گروه «صوفيه» است. اين فرقه از آغاز پيدايش توسّط «ابوالقاسم كوفى بهشميّه» توانست تحت پوشش اسلام، عدّه ‏اى از مسلمانانِ ساده ‏لوح را بفريبد.

محمّد بن عبدالجبّار از امام عسكرى عليه ‏السلام نقل كرده كه حضرتش فرمود:

از امام صادق عليه ‏السلام در مورد «ابوهاشم كوفى» سؤال شد، امام صادق عليه‏السلام فرمود:

«او فردى بسيار فاسد العقيده بود و مسلكى به نام تصوّف اختراع كرد و آن را مركزى براى اعتقادات پليد خود قرار داد.»(1)

آرى، بدعت، خودنمايى، چلّه نشينى، تعطيل كردن احكام دين، انزوا و... از مظاهر تصوّف است و ائمه عليهم ‏السلام با آن مقابله نموده ‏اند. و موجب تأسّف آنكه اين روش‏هاى غلط گاهى تحت عناوينى همچون: تشيّع، ابراز علاقه به اهل بيت عليهم‏السلام و يا تهذيب نفس انجام مى‏گيرد!

امام حسن عسكرى عليه ‏السلام خطاب به صحابى گرانقدرش، ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود:

«زمانى بر مردم فرا مى ‏رسد كه چهره ‏هايشان خندان، ولى دلهايى تاريك دارند. از ديدگاه آنان، سنّت يعنى بدعت و بدعت يعنى سُنّت. مؤمن را به ديده حقارت مى ‏نگرند و فاسق را ارج مى ‏نهند. فرمانروايان آنان افرادى نادان و ستم پيشه ‏اند و دانشمندان ايشان دريوزه دربار ستمگرانند. ثروتمندان آنها حقّ تهيدستان را به يغما مى ‏برند و كوچك‏ترها بر بزرگان خود پيشى مى‏گيرند. انسان‏هاى نادان از ديدگاه ايشان فردى آگاه و اشخاص حيله ‏گر را مهذّب مى ‏دانند. ميان فرد با اخلاص و انسان مُردّد تمييز نمى ‏دهند. آنان گوسفندان را از گرگ‏ها باز نمى ‏شناسند.

عالمان و انديشمندان آنها بدترين آفريده ‏هاى الهى در روى زمين‏ اند؛ چرا كه به فلسفه و تصوّف تمايل نشان مى ‏دهند. به خدا سوگند! آنها از عقيده [و فطرت] خود برگشته و از راه حق منحرف شده‏ اند. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زياده ‏روى مى‏ كنند و شيعيان و دوستداران ما را به گمراهى مى ‏كشانند. اگر به جاه و مقامى دست يابند، از گرفتن رشوه سير نمى ‏شوند و اگر به ذلّت گرفتار گردند، رياكارانه خدا را پرستش مى ‏كنند. آگاه باشيد كه آنان راه (سعادت و حقيقت) را بر مؤمنان مى ‏بندند و مُبلّغان آئين كافرانند. كسانى كه با آنها زندگى مى ‏كنند، بايد از آنان بر حذر بوده و دين و ايمان خويش را حفظ كنند.»

سپس امام عسكرى عليه ‏السلام فرمود:

«اى ابوهاشم! اين مطالب را پدرم از پدران بزرگوارش، از جعفر بن محمّد عليهم ‏السلام برايم نقل نمود. اين سخنان از اسرار ما است، آنها را جز براى اهلش بازگو مكن.»(2)

نفوذ افكار انحرافى و از جمله تصوّف در ميان شيعيان، خطرى بوده است كه بزرگان از ياران ائمه عليهم ‏السلام بدان اهتمام مى ‏ورزيده و گزارش آن را به امامان معصوم عليهم السلام منتقل مى ‏نموده ‏اند.

احمد بن محمد بن عيسى ـ از اصحاب امام حسن عسكرى عليه ‏السلام ـ در نامه‏اى به حضرت چنين گزارش مى ‏دهد:

«گروهى يافت شده ‏اند كه براى مردم سخنرانى مى ‏كنند و احاديثى مى ‏خوانند و آنها را به شما و پدران شما نسبت مى ‏دهند. در ميان آنهاست احاديثى كه قلوب ما آنها را نمى ‏پذيرد ولى امكان ردّ اين روايات وجود ندارد، چرا كه آنها را از پدران شما نقل مى ‏نمايند. ايشان دو نفرند؛ يكى، على ‏بن حَسكة و ديگرى، قاسم يقطينى.»

وى در ادامه مى ‏نويسد:

«از عقايد ايشان است كه مى ‏گويند: مراد از سخن خدا كه مى ‏فرمايد:

«انّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»(3)

مردى است كه مردم را از فحشاء بازمى ‏دارد نه آنكه مقصود، ركوع و سجود باشد. و مقصود از زكات نيز همان مرد است نه دراهم و اخراج مال.

و بر همين منوال، اوامر و نواهى خداوند را تأويل مى‏كنند. بر ما منّت بگذاريد و راه حق و سلامت از انحرافات را بيان نماييد.»

امام عسكرى عليه‏ السلام در پاسخ نوشت:

«ابن حَسكه دروغ مى ‏گويد و براى شما همين كافى است كه ما او را در زمره دوستان خود نمى‏شناسيم. خدا، او را لعنت كند. به خدا قسم! كه پروردگار، محمّد -صلى ‏الله‏ عليه‏ و ‏آله ‏و سلم- و پيامبران قبل از او را نفرستاد مگر براى دين خالص و نماز و زكات و روزه و حج و ولايت. و پيامبر گرامى اسلام -صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله ‏و سلم- مردم را دعوت نكرد مگر به سوى خداى "وحده لاشريك له" و ما اوصيا از فرزندان پيامبر نيز بنده خدا هستيم و به او شرك نمى ‏ورزيم. اگر اطاعتش كنيم، بر ما رحم خواهد كرد و اگر نافرمانى ‏اش كنيم، ما را عذاب خواهد نمود. ما بر خدا حجّت نداريم بلكه حجّت از اوست بر ما و بر همه خلقش. من اين سخنان را نفى نموده، از اين اشخاص بيزارى مى ‏جويم؛ شما نيز آنها را رها كنيد. خداوند، لعنتشان كند. و آنان را در تنگنا قرار دهيد و چنانچه آنها را در مكان خلوت يافتيد، سرشان بر سنگ بكوبيد.»(4)


1. سفينة‏البحار، شيخ عباس قمى، ص 145، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس.

2. همان.

3. عنكبوت / 45.

4. رجال الكشّى، ج 2، ص 802 و 803، مؤسّسه آل البيت عليهم ‏السلام .

 سيّد جعفر ربّانى

   
   

 

   

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بازگشت به اول متن   نسخه قابل چاپ
      
 

نظرات کاربران درباره اين مطلب  

سلام . انشاالله هر روز موفق تر از روز پیش باشید



  

  

  

  

 

 




 
     

تعداد بازديدها از اين مطلب

1039 مرتبه

 

IslamicWallpaper.ir

 

 
 

 

تمام حقوق براي سايت شيعيان محفوظ مي باشد . info[at]shiayan[dot]ir  ارتباط مستقيم با مدير پايگاه